تبليغاتX
من دیوانه نیستم




نويسندگان



آثار تاريخي يك عاشق



دوستان عاشق تنها



دوستان عاشق



وضعیت من در یاهو



آمار وب



طراح قالب:



لوگو دوستان



موزیک و سایر امکانات





اگرمي دانستم نگاهت زبان نگاهم را نمي فهمد،هيچ گاه نگاهت نمي کردم


اگر مي دانستم روزي تو را از دست مي دهم،هيچ گاه به دستت نمي آوردم


اگر مي دانستم جدايي به اين حد تلخ است،هيچ گاه دل به دوستي نمي بستم


اگر مي دانستم جدايي براي عشق است ،هيچ گاه عاشق نمي شدم


اگر مي دانستم سرانجام عاشقي چنين است هيچ گاه آغاز نمي کردم...


[+] نوشته شده توسط تینا در 17:0 | |







ميدوني چي خاطراتم رو به گند ميكشه و وجودمو به لجن ...؟


خاطراتمو
:
اينكه
يادم مياد به تويي دل باختم كه حتي تو نبودي.
اينكه يادم مياد بهت قول دادم هر
راهي رو كه انتخاب ميكنم توش ثابت قدم باشم.
اينكه يادم ميادهر روز يه رنگ به
رنگهاي صورتم اضافه شد، كه تو ببيني،
اينكه يادم مياد هر روز دور كمر مانتوهام
تنگتر شد و پاچه ي شلوارم كوتاه تر، كه تو ببيني،
اينكه يادم مياد چشمها و
گوشهامو بستم كه نبينم نگاه هاي شكاك و كنجكاو رو كه نشنوم طعنه ي گناه نكرده رو، كه تو بييني،
اينكه يادم مياد شبگرديهام بيتويي كه كنارم بودي، كه تو
ببيني،
اينكه يادم مياد دردسرتمام لحظه هايي كه نبودي و من فكر ميكردم بودي رو
به جون خريدم، كه تو ببيني،
اينكه يادم مياد جيره بندي خندهامو و كش رفتن اونا
واسه لحظه هايي كه كنارت بودم، كه تو ببيني،
اينكه يادم مياد لحظه هامو كشتم، كه
تو ببيني،
اينكه يادم مياد گفتم از چي ميترسم و انجامش دادم،  تو ببيني،

كه
تو ببيني ...
كه تو ببيني منو
...
كه تو ببيني من داغون تر از اونم كه حتي
توان اثبات داشته باشم...!
و وجودمو
:
اينكه بوي تعفن معصوميت مرده ي من
آنچنان آزار دهنده شده بود كه تنها فكرم خلاصي از اون بود،
اينكه فقط به لطف يه
اتفاق سده بود كه التماسم رو نشنيدي،
اينكه اونقدر لحظه هام غرق تو شد كه فراموش
كردم مواظب اون منه گم شده ي هراسون باشم،
اينكه وقتي ديدم منه فراموش شدم تو چه
باتلاقي داره فرو ميره كه ديگه نوك انگوشتهاشم معلوم نبود،
اينكه همونهايي كه با
وجود تمام عذابهاش انجام دادم، منو از چشم تو انداخت ...!!!

 



[+] نوشته شده توسط تینا در 16:48 | |







آنجا کسی نشسته ، تکیده ، پریده رنگ

 

یک سایه ی خمیده که سیگار می کشد

 طرحی است شکل حرکت ابری در آسمان

 یک اسب پیر و لنگ که بیمار می کشد

  خط خورده ای و رفته ای از ذهن پاره ام

 دستی مرا به جای تو بر دار می کشد

  

 خط نقطه های رفتنت اینجاست بر زمین

 دارد مرا عجیب به تکرار می کشد

روحم میان ماندن و رفتن مشوش است

 از شانه های خسته ی من بار می کشد

یک آسمان پرنده ی ترسیده پرگرفت

 

آخر کلاغ غربت من قار می کشد


[+] نوشته شده توسط تینا در 0:45 | |








[+] نوشته شده توسط تینا در 0:41 | |







 
 
می گن کلاغ قارقاری
تو رو چه به باغ درباری
سکه نداری دون می خوای
عاشق مهربون می خوای

کاش بدونم دوستم داری
می گن که تو حق نداری
یک دلخوشی داشتم اونم
ازم گرفتن اجباری

پیقام رسید که اون ورا
جا نیست واسه کوچیک ترا
اهای کلاغ دیوونه
اونجا جای بزرگونه

کاش بدونم یک کسی هست
یک عمر میشه به پاش نشست
به پاش نشست و مرد براش
قارقاری کرد تو سرسراش

می گن باید فرار کنم
delamo اخه چی کار کنم
چه خاکی من بر سر این
تک دل بیقرار کنم

میگن کلاغ قار قاری
اخه تو رو چه به باغ درباری.........


پیقام رسید که اون ورا
جا نیست واسه کوچیک ترا
برو این ورا پیدات نشه
کسی عاشق صدات نشه
کور شو نبینی هیچکی تا
کسی شیفته ی نگات نشه

اهای کلاغ قارقاری...............................
 


[+] نوشته شده توسط تینا در 0:40 | |







من یه بجه کلاغ خوشکلو نازم!!!

[+] نوشته شده توسط تینا در 0:29 | |







شكسپير ميگه:
۱- فراموش كن چيزي رو كه نمي توني بدست بياري ، وبدست بياور چيزي رو كه نمي توني فراموشش كني ...
۲-خيانت تنها اين نيست كه شب را با ديگري بگذراني...خيانت ميتواند دروغ دوست داشتن باشد !
۳-خيانت تنها اين نيست كه دستت را در خفا در دست ديگري بگذاري ... خيانت مي تواند جاري كردن اشك بر ديدگان معصومي باشد

[+] نوشته شده توسط تینا در 23:56 | |







خیلی وقته از دست دادن می ترسم یه ترس که همیشه خودم باعث به وجود آمدنش می شم

 

بعد نوشت:بازم دارم از دست می دم چیزی رو که فکر می کنم واسم عزیزه


[+] نوشته شده توسط تینا در 23:55 | |







آرزوهام


[+] نوشته شده توسط تینا در 23:0 | |








[+] نوشته شده توسط تینا در 16:40 | |







تنهایی

 
زيبا ترين گل با اولين باد پاييزي پرپر شد .
       با وفا ترين دوست به مرور زمان بي وفا شد .
      اين پرپر شد ن از گل نيست از طبيعت است و اين بي وفايي از دوست نيست
                              از روزگار است...

 


[+] نوشته شده توسط تینا در 20:7 | |







تنهایی را دوست دارم چون هیچ وقت بهم خیانت نمی کنه


[+] نوشته شده توسط تینا در 20:0 | |







در اين زمانه بي هياهوي لال پرست
خوشا به حال کلاغان قيل و قال پرست
چگونه شرح دهم، لحظه لحظه خود را
براي اين همه ناباور خيال پرست
 
به شب نشيني خرچنگ هاي مردابي
چگونه رقص کند ماهي زلال پرست
رسيده ها چه غريب و نچيده مي افتند
به پاي هرزه علف هاي باغ کال پرست
 
رسيده ام به کمالي که جز اناالحق نيست
کمال دار براس براي من کمال پرست
هنوزم زنده ام و زنده بودنم خاريست
به تنگ چشمي نامردم زوال پرست

[+] نوشته شده توسط تینا در 19:59 | |







 مطلب اين بار خلاصه اي از کتاب قاموس زندگي،نوشته پائولو کوئليو است:

*تاريک ترين ساعات ،پيش از طلوع خورشيد فرا مي رسد.

*با رويا هايت نجنگ،زيرا از تو بسيار قوي تر است.

*آدم ها خيلي زود دليل زندگي خودشان را مي آموزند

.شايد به همين خاطر باشد که خيلي زود هم دست از آن مي کشند.

*هر چه بيش تر از خودت بداني،اين جهان را بيش تر مي فهمي.

*لازم نيست آدم از کوهي بالا برود تا بفهمد بلند است.

*کشتي در ساحل بسيار امن تر است،اما به اين خاطر ساخته نشده.

*جاده تو،تنها يکي از جاده هايي است که به خدا ميرسد.

*تنها راه يافتن ??راه حل?? صحيح،شناختن راه حلي  نادرست است.

*تعهدات ، هرگز انسان را از رفتن به دنبال رو ياهايش باز نمي دارد.

*بزرگ ترين گناه ممكن،پشيماني است.


[+] نوشته شده توسط تینا در 19:57 | |








[+] نوشته شده توسط تینا در 19:53 | |







عاشقت خواهم ماند بي آنکه بداني دوستت خواهم داشت بي آنکه بگويم درد دل خواهم گفت بي هيچ گماني

گوش خواهم داد .

بي هيچ سخني در آغوشت خواهم گريست بي آنکه حس کني در تو ذوب خواهم شد بي هيچ حراراتي اينگونه

شايد احساسم نميرد 


[+] نوشته شده توسط تینا در 19:35 | |







نمی دانم چقدرتنهایی

در تمام زندگی ام احساس غریبی سراسر وجودم را می کاوید و مرا در خود فرو می برد.

لمس تنها بودن.تنها ماندن و تنها مردن

بر تپه های خاطره ایستاده ام وچشم اندازی از گذشته ام را نظاره می کنم

کودکی ام را می بینم که به تنهایی سپری شد. در میان جمعیت سر به فلک کشیده عروسک پارچه ایم را در آغوش فشرده و با هم کوچه پس کوچه های غریبی را در پی ایام جوانی جستجو می کر دیم.

روزگار جوانی تند بادی بود که از آن فقط خانه خرابی و دل شکستگی برایم ماند.

و حالا...

"تنها تر از همیشه"



[+] نوشته شده توسط تینا در 19:31 | |








[+] نوشته شده توسط تینا در 19:30 | |







کاش دستانم

                   توان ان را داشت

                               تا غباری را که از رفتنت

                        بر چهره ام

                        نشسته است

                       را پاک کند

                    اما نه 

                                        پشیمان می شوم

                 زیرا این اخرین و تنها

                      یادگاریت را

                                از دست

                     خواهم داد


[+] نوشته شده توسط تینا در 19:27 | |







زندگی

زندگی گل زردیست به نام غم،فریاد بلندیست به نام آه،آیینه ی شکسته ایست به نام عشق،مروارید طلایی ایست به نام غم ...


[+] نوشته شده توسط تینا در 19:2 | |



کپی برداری بدون ذکر منبع غیر مجاز می باشد
www.j28.biz & www.j28.ir & www.bia2funny.ir & www.TakTemp.com